مقدمه

مقدمه <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

از اوان كودكي هرساله در روزهاي آفتابي آخر زمستان ، زماني كه بقول بزرگترها زمين نفس كشيده بود و از رويش بخار برميخاست ، مش براتعلي دشتبان حسن آباد بر بالاي بام خانة ما مي رفت و جار ميزد .

او با صداي بلندي كه تا آخرين خانة آبادي مي رسيد جار زده و شركاي قنات حسن آباد را به قوش دره دعوت ميكرد و دقايقي بيش طول نمي كشيد كه مردان زيادي بيل بردوش و دستمال پيچه اي از نان و پنير بر دست سر مي رسيدند و كنار ديوار خانة ما پشت بديوار ميدادند و شروع به احوالپرسي و سئوال و جواب در مورد علت جار زدن ميكردند و بالاخره معلوم مي شد كه بقرار اطلاعي كه يكي از افراد و يا چوپان محله داده قوش دره آبدار شده است و بايد به كنار رودخانه بروند .

پس از اينكه جمع افراد كامل مي شد ، دسته جمعي با سر و صدا براه مي افتادند و به سمت قنات حسن آباد مي رفتند ومن هميشه اين سئوال در ذهن كودكيم بودكه قوش دره كجاست و اين مردان بيل بدوش براي چه كاري به آنجا مي روند ؟

وقتي كه كمي بزرگ شدم وبه سني رسيدم كه توانستم به صحرا و بيابان بروم ، ديدم كه نهر آبي راه باريك و مالرو بياباني را قطع مي كند ، و اين نهر كه مثل ماري بر دامنه هاي تپه ها و كوهها كشيده شده بود ، آب صاف و زلالي را به سمت شرق مي برد و بزرگترها مي گفتند كه اين آب از قوش دره مي آيد .

 آن مردان بيل بدوش ايام كودكيم براي شق نهر از خشكرود و مسيل قوش دره كه چند ماهي از سال آبدار بود ، مي رفتند و پس از انحراف آب و بستن دور و اطراف بند در امتداد نهر آب به راه افتاده و هرجا مانعي در برابر آب بود برطرف نموده و لبه هاي تخريب شدة نهر در يكسال گذشته را ترميم ميكردند .

باينترتيب و پس از طي بيش از  8000 متر آب نهر به استخرهاي بزرگي مي رسيد و در آن استخرها ذخيره مي شد و با نفوذ به آبخوان ، قنات حسن آباد را پر آب مي نمود .

از سن و سابقة تاريخي اين نهر و استخرهاي تغذية مصنوعي باستاني كسي خبر نداشت و من از پدربزرگم پرسيدم و او هم ميگفت كه از زمانهاي قديم بوده و كسي از زمان احداث آن اطلاعي ندارد .

در مورد چگونگي احداث استخرها و بويژه نهر پيچاپيچ و شگفت انگيزش كه مانند ماري بر دامنه هاي تپه هاي بايورلار و قوجوخ و قيرچ مي خزيد و آب را از قوش دره به استخرها مي رساند ، افسانه اي روايت ميكردند .

بموجب آن افسانه ، شاهزاده خانمي كه دختر يكي از واليان و حاكمان محلي بوده است مهندس و طراح اين نهر بوده است .

او براي هدايت كارگران حفر كنندة نهر ، يك كيسه بذر خاكشير برداشته و آنرا بدست گرفت و سپس يك گوشة كيسه را سوراخ كرد و به مردم گفته بود شما با بيل و كلنگ بدنبال من حركت كنيد و هر جا كه تخم خاكشير را ريخته بود بكنيد تا نهري ايجاد شود .

 او كه خود از پيش ميرفت بگونه اي در دامنة تپه ها حركت كرده بود كه پس از خاتمة حفاريها نهر قوش دره ايجاد شد و آب را از رودخانة فصلي قوش دره به استخرها رساند .

سالها گذشت و من در رشتة زمين شناسي درس خواندم و براي كار در ادارة آب استان سمنان استخدام شدم و هميشه دلم ميخواست بگونه اي اين پروژة بزرگ و باستاني را كه هيچيك از بزرگان و افراد مسن در مورد زمان ساخت آن اطلاعي ندارند به اهل فن معرفي و به شكلي نسبت به سازندگان آن اداي دين نمايم و اين مطلب در حقيقت تلاش براي معرفي پروژة باستاني تغذيه مصنوعي كميجان است .     

/ 0 نظر / 8 بازدید